تبلیغات
▐یاران با بصیرت - مطالب آذر 1389
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : علمدارکوچولوی آقا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
طرح صلوات





Powered by WebGozar

▐یاران با بصیرت
بصیرت علوی ، حماسه حسینی تا قیام مهدوی

هو العلیم


:: مدعیــان مهدویت و عبرت های تاریخی..


خبرنامه عصــــر ظهــور / ش.8

// ماجرای خونبار کربلا، مسلمانان، اعم از شیعه و سنی را به «مهدی موعود» متوجه کرد که نام او مطابق روایات به طور مکرر از پیامبر (ص) به عنوان مصلح و منجی عالم بشریت، نقل شده بود، به طوری که آنها به دنبال چنین شخصی می‌گشتند.

امویان از این موقعیت سوء استفاده کردند و گفتند وقتی که علویان دارای مهدی هستند، و عباسیان نیز مهدی دارند، چرا ما نداشته باشیم، از این رو برای خود مهدی تراشیدند و او را با لقب «سفیانی» خواندند.

گروه دیگر با نام «جارودیه»، محمدبن عبدالله بن حسین را مهدی غایب دانسته و در انتظار ظهورش به سر می‌برند.

گروه دیگری به نام «ناووسیه» حضرت امام صادق(ع) را هنوز زنده و مهدی می‌دانند و «فرقه زیدیه»، به زیدبن امام سجاد(ع) به عنوان مهدی موعود اعتقاد دارند.

واقفیه: گروه دیگری هستند که امام کاظم (ع) را زنده و غایب می‌دانند و معتقدند او ظهور می‌کند و دنیا را پر از عدل و داد می‌کند.

به این ترتیب نتیجه می‌گیریم که جاه طلبی و استعمار و تحمیق مردم و سوء استفاده برای رسیدن به منافع نامشروع، گروه‌هایی از مردم را زیر ماسک مهدویت و بابیت، به وادی دین سازی و فرقه‌پردازی افکند تا با گل آلود کردن آب، ماهی بگیرند.

به این ترتیب فرقه «باقریه»، امام باقر (ع) را مهدی موعود می‌دانند، و «اسماعیلیه»، اسماعیل فرزند امام صادق (ع) را مهدی موعود دانسته و فرقه «محمدیه» به حضرت محمدبن علی (فرزند امام هادی) به عنوان مهدی موعود، دل بسته‌اند.«جوازیه» فرقه‌ دیگری هستند که حضرت حجت ‌ابن الحسن (عج) را دارای فرزندی دانسته و او را مهدی موعود خوانده‌اند.

ابومسلم خراسانی نیز ادعای مهدویت کرد، و در سال 138 هـ.ق کشته شد.

در دوران عباسیان، عده‌ای منصور دوانیقی را مهدی موعود دانستند، و معتقد شدند که روح خدا در پیکر او حلول کرده است.

تا آنجا که منصور دوانیقی، پسرش را به نام مهدی نام گذاری کرد، تا در آینده از این نام سوء استفاده کند و خود را همان مهدی موعود بخواند و مردم از او به این عنوان اطاعت کنند.

بعضی نخستین خلیفه عباسی، ابوالعباس عبدالله سفاح را مهدی موعود خواندند.

ابن مقفع نقابدار معروف خراسان که در علوم غریبه مانند شعبده، طلسم و ...مهارت داشت، مدعی مهدویت شد و گروهی به او پیوستند.

حاکم نصرالله که در سال 386هـ.ق خلیفه شد، نخست ادعای مهدویت کرد، سپس ادعای خدایی نمود.

افراد دیگری مانند عبدالله عجمی در ماه رمضان 1081 هـ.ق در مسجدالحرام، محمدبن احمد سودانی در سال 1299 هـ.ق، سیدمحمدبن علی بن احمد ادریس در سال 1323هـ.ق و ابن سعید یمانی ملقب به فقیه در سال 1256 ادعای مهدویت کردند.

این مسئله هم چنان در طول تاریخ ادامه یافت؛ مثلاً در سال 1213 میلادی شخصی به نام «مهدی مصر» خود را همان مهدی موعود خواند و گروهی به او پیوستند.

و در قرن 19 میلادی در سال 1848 میلادی، مهدی سودانی متولد شد، پس از آن که بزرگ شد، ادعای مهدویت کرد و گروهی او را مهدی موعود خواندند و سرانجام در سال 1885 کشته شد.

یکی از این مدعیان مهدویت، درویش رضا بود که در سال سوم سلطنت شاه صفی (ششمین شاه صفویه، وفات یافته سال 1052 هـ.ق) به نام مهدی در قزوین خروج کرد.

تا این که حدود صد و اندی سال قبل «غلام احمد قادیانی» در شبه قاره هند خود را مهدی موعود نامید و پیروانی پیدا کرد، که هم اکنون فرقه «قادیانی گری» در هندوستان معروف هستند، و در سال 1260 به ادعای«بابیان» سیدعلی محمد باب در کنار کعبه ادعا کرد که من همان قائم مننتظر هستم..

وقتی که به بررسی علل و ریشه‌ها می‌پردازیم می‌بینیم در همه این موارد، طاغوت‌ها و جاه طلبان و استعمارگران، برای وصول به منافع نامشروع خود، از ساده لوحی مردم سوء استفاده کرده و با فرقه سازی، مردم را نسبت به همدیگر درگیر و مشغول نموده‌اند.

در قرن 19 و 20 میلادی، استعمار پیر انگلستان، و روسیه تزار، دست به دست هم دادند، و به مهدی سازی پرداختند، در ایران سید علی محمد باب و حسین علی بهاء و...را برای این کار برگزیدند.

ماجرای خونبار کربلا، مسلمانان، اعم از شیعه و سنی را به «مهدی موعود» متوجه کرد که نام او مطابق روایات به طور مکرّر از پیامبر (ص) به عنوان مصلح و منجی عالم بشریت، نقل شده بود، به طوری که آنها به دنبال چنین شخصی می‌گشتند.

در این دو قرن، دست‌های استعمار به کار افتاده و به این مسئله استعماری رونق بیشتری داد.

به عنوان مثال، حدود صد و اندی سال قبل، مردم هندوستان به رهبری نهرو، با استعمار انگلستان مبارزه کرده و استقلال خود را به دست آوردند.

در همین بحران، استعمار انگلیس شخصی به نام «غلام احمد قادیانی» را راست کرد، او خود را مهدی موعود خواند، و اعلام کرد: «همه احکام اسلام ثابت و به قوت خود باقی است، جز جهاد و امر به معروف و نهی از منکر، که من آنها را نسخ کردم و به جای آن اطاعت از والی و حاکم را (که در آن روز، آن حاکم، دست نشانده استعمار انگلیس بود) بر همه واجب می‌کنم»

جمعیت قادیانی، زشت‌ترین جمعیتی هستند که هنگام اشغال هند توسط انگلیس، با دست مرموز انگلیسی‌ها پدیدار شد، این جمعیت پیوسته برای ایجاد فساد و مبارزه با اسلام، به خصوص در افریقا تلاش می‌نماید.

نظیر این مطلب در مورد سیدعلی محمد باب، و حسین علی بهاء در ایران به وجود آمد که جدایی دین از سیاست و عدم دخالت و نظارت در امور، از دستورهای اولیه آنها است.

به این ترتیب نتیجه می‌گیریم که جاه طلبی و استعمار و تحمیق مردم و سوء استفاده برای رسیدن به منافع نامشروع، گروه‌هایی از مردم را زیر ماسک مهدویت و بابیت، به وادی دین سازی و فرقه‌پردازی افکند تا با گل آلود کردن آب، ماهی بگیرند.

در صورتی که ویژگی‌های حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) در ابعاد گوناگون از توحید، عدالت، امنیت فراگیر، صلح جهانی، اقتصاد خوب، اوج رشد علوم، تکامل همه جانبه امور معنوی و اخلاقی، و پذیرش عمومی با تشکیل حکومت واحد جهانی و .. هزارها فرسخ با عملکرد این مدعیان دروغین مهدویت فاصله دارد. //1

 

مهمترین نکته ای که در این باره باید مد نظر داشت، این است که ؛ هدف آنها روشن است و تاریخ از این گونه حوادث و نیرنگ هایی که اهل باطل برای جلوگیری از رسیدن حق به اهلش ! فراهم می کنند بسیار به چشم دیده.

در این راه، عبرت از تاریخ گذشتگان چراغی روشن است برای ما و هرکس به تاریخ به عنوان کلاس عبرت ها بنگرد.

تنها باید یک نکته را فراموش نکنیم؛ ممکن است حوادث و آزمون های گمراه کننده سراغ ما نیز بیایند ، که قطعا خواهد آمد و اینجاست که پیروی از اهل حق و عبرت گیری از تاریخ گذشتگان(هرچند نه چندان دور) ، می تواند ما را از این فتنه ها رهایی دهد. همچنان که امیر کلام، امام علی(ع) فرموده اند:

"بندگان خدا! روزگار بر آیندگان چنان می‏گذرد که بر گذشتگان گذشت، آنچه گذشت باز نمی‏گردد، و آنچه هست جاویدان نخواهد ماند، پایان کارش با آغاز آن یکی است، ماجراها و رویدادهای آن همانند یکدیگرند، و نشانه‏های آن آشکار است. گویا پایان زندگی و قیامت، شما را فرا می‏خواند، چونان خواندن ساربان، شتربچه را، پس آن کس که جز به حساب نفس خویش پردازد، خود را در تاریکیها سرگردان، و در هلاکت افکنده است، شیطانها مهارش را گرفته و به سرکشی و طغیان می‏کشانند، و رفتار زشت او را در دیده‏اش زیبا می‏نمایانند، پس بدانید که بهشت پایان راه پیشتازان و آتش جهنم سرانجام کسانی است که سستی می‏ورزند." 2

 

پس؛ حق زمان خویش را بشناس و به آن اقتدا کن..

 تا دیر نشده ..

  ............................................................

1.محمد محمدی اشتهاردی، بابی گری و بهایی گری، با تلخیص

2. نهج البلاغه / خطبه 156


عصر ظهور -- شماره 7 و 8 ::

http://ta313.persiangig.com/document/Asre-Zohoor/Labbaik2-asrezohoor.doc

http://ta313.persiangig.com/document/Asre-Zohoor/Mahdaviat-object-of-enemy.doc

 ....................................

اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم و اید امام الخامنه ای..





نوع مطلب : خبرنامه عصر ظهور..، حماسه حسینی، بصیرت علوی..، 
برچسب ها : عاشورا و مدعیان مهدویت، عبرت های تاریخ، امویان، جارودیه، ناووسیه، زیدیه، واقفیه، باقریه، اسماعیلیه، محمدیه، جوازیه، ابومسلم خراسانی، ادعای مهدویت، ابوالعباس عبدالله سفاح، خلیفه عباسی، قادیانی گری، بابیان، بابیه، سید علی محمد باب، استعمار پیر انگلستان، روسیه تزار، حسین علی بهاء، مهدی موعود، همه احکام اسلام ثابت و به قوت خود باقی است، جز جهاد و امر به معروف و نهی از منکر، اطاعت از والی و حاکم، دست نشانده، عملکرد مدعیان دروغین مهدویت، نهج البلاغه خطبه 156، امیر کلام، امام علی(ع)،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 آذر 1389 :: نویسنده : علمدارکوچولوی آقا        
  • هو عالم الغیب و الشهادة
 

سلام بر پیروان حق و حقیقت ، صابران تحقق وعده برپایی عدل جهانی ، همانان كه در ایمان سستی نورزیدند ، در عمل نیز از دیگران، یعنی همان امت پیشین عقب نماندند..
 
سلام بر یاران با بصیرت اولیای حق، ائمه و جانشینان برحقشان..
 
«علی مع الحق و الحق مع علی»
 
((به مناسبت فرارسیدن عید الله الاكبر ، غدیر، پوستر سوره مباركه عصر، كه با كمی تامل، می توان مصادیقش را به واضح یافت، تقدیم به امام مهدی(عج) و نایب برحقشان ، امام خامنه ای و یاران با بصیرتشان))
 

سوره ای به قدمت عاشقان حق و عدالت..

در بعضی از روایات آمده كه منظور از عصر ، عصر ظهور امام  مهدی (عج) است كه در آن عصر، حق بر باطل به طور كامل غلبه كند..1
 
 همه زیانكارند جز: آنان كه ایمان آورده و كارهای نیك انجام دهند ((در احادیث ائمه اطهار(ع) به این مضمون اشاره شده كه ایمان به ولایت و عمل صالح هر دو لازمند و یكی بدون دیگری كامل نیست)) 

..و تواصوا بالحق : و دیگران را به حق توصیه كنندكه این از امر به معروف و نهی از منكر بالاتر است((رجوع شود به تفسیر المیزان در باب سوره عصر)) و چگونه می توانیم جوامع را به حق توصیه ای عملی برگرفته از ایمان كنیم، بدون وجود قدرت و نفوذی كه برگرفته از تشكیل حكومتی مقتدر و مردمی است (از جهت اجرای صحیح و كامل عدالت) و این كار تا طلوع خورشید عدل حقیقی، یعنی همان كه انبیا و اوصیا وعده آمدنش را داده اند و الحق كه صبر و بوصیه به صبر تا آن روز چه زیباست!

جهان ناظر صبر ماست..
راستی؛ نشان صبر ما چیست!
 
حمایت و همراهی آنانی كه در تحقق این وعده ی الهی قدم بر می دارند و ما هم می گوییم:
 
 یا مولانا، یا صاحب الزمان : «ستجدنی ان شاء الله من الصابرین»2..
 

---------------------------------------
1-ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 60
2-قرآن كریم- صافات : 102
.................................

((پوستر در اندازه اصلی: http://ta313.persiangig.com/image/Love/Nasr-Ali-Hagh.jpg ))
...............................
اللهم عجل لولیك الفرج و اید امام الخامنه ای..





نوع مطلب :
برچسب ها : عصر ظهور امام مهدی (عج) است كه در آن عصر، حق بر باطل به طور كامل غلبه كند، تفسیر ساده سوره مبارکه عصر، پوستر قرآنی، پوستر در اندازه اصلی،
لینک های مرتبط :